<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش‌های ارتباطی</title>
    <link>http://cr.iribresearch.ir/</link>
    <description>پژوهش‌های ارتباطی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>دوزبانگونگی در برنامه‌های علمی صدا و سیما</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_737597.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی الگوهای به‌کارگیری گونه علمی زبان فارسی در گفتمان پزشکی تولید شده در قالب‌های مختلف رسانه‌ای می‌پردازد. دغدغه اصلی پژوهش، شناسایی جهت‌گیری زبانی و میزان نفوذ واژگان غیرفارسی در ذهن تولیدکنندگان این گفتمان علمی است و این سوال را مطرح می‌کند که آیا گفتمان علمی زیست‌بوم بهداشت و درمان، فارسی‌محور است یا از دوزبانگونگی واقعی بهره می‌برد. جامعه آماری پژوهش شامل پنج پیکره متنی استخراج‌شده از برنامه‌های مستند و زنده تلویزیونی حوزه سلامت است. روش پژوهش کیفی-کمی و مبتنی بر تحلیل پیکره است که در آن واژگان تخصصی فارسی و غیرفارسی از نظر بسامد، تعداد واژگان متمایز و پراکندگی بررسی شدند. چارچوب نظری پژوهش بر مفهوم &amp;amp;laquo;دوزبانگی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;گرایش زبانی&amp;amp;raquo; استوار است و هدف آن تحلیل جهت‌گیری زبانی گفتمان پزشکی در بازنمایی واژگان تخصصی فارسی و غیرفارسی است. این چارچوب امکان بررسی همزمان میزان فارسی‌گرایی و غیرفارسی‌گرایی در تولیدات این گفتمان را فراهم می‌کند. داده‌ها با استفاده از شاخص‌های آماری شامل میانگین، انحراف معیار، سقف‌گذاری داده‌های پرت و آزمون نسبت درست‌نمایی (G&amp;amp;sup2;) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که گفتمان‌های پزشکی در این پیکره‌ها دارای الگوهای متنوع زبانی هستند؛ برخی گفتمان‌ها نسبتاً فارسی‌محور و برخی نمونه‌هایی از دوزبانگونگی واقعی فارسی-غیرفارسی را نشان می‌دهند، به طوری که حضور واژگان تخصصی غیرفارسی نه تنها محدود به چند واژه پرتکرار نیست بلکه نقش معناداری در ساختار زبانی گفتمان دارد. تحلیل چندلایه بسامد، تنوع و تخصص‌گرایی واژگان نشان می‌دهد که جهت‌گیری زبانی گفتمان پزشکی نتیجه تعامل این سه عامل است و قالب رسانه‌ای و شرایط تولید گفتمان نیز بر آن مؤثر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی واکنش‌ها پیرامون بخش زبان معیار خبر ساعت بیست و سی در شبکه‌های اجتماعی میان کنشگران ایرانی</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_737598.html</link>
      <description>سیاست‌گذاری در حوزه زبان همواره مورد توجه دولت‌ها بوده و پذیرش عمومی آن چالشی اساسی در این عرصه است. در پژوهش حاضر، نگارندگان با اتخاذ رویکردی کیفی و توصیفی در ذیل پارادایم تفسیری، به دنبال توصیف و واکاوی واکنش‌های جامعه فارسی‌زبان در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه پلتفرم ایکس پیرامون بخش خبری زبان معیار و عاملیت گزارشگر آن هستند. این مطالعه با بهره‌گیری از چارچوب نظریه کنشگر-شبکه و روش تحلیل مضمون، ردپای دیجیتال کاربران را بررسی کرده است که از میان کلان‌داده‌های استخراج‌شده، ۴۰۰ نمونه هدفمند با فرمول کوکران انتخاب و تحلیل شدند. یافته‌ها حاکی از شکل‌گیری هفت مضمون کلیدی است؛ از یک سو، خبرنگار این برنامه به مثابه پاسدار زبان فارسی نمادسازی شده و مورد ستایش گروهی قرار گرفته است. اما از سوی دیگر، حجم قابل‌توجهی از واکنش‌ها به فرآیند میم‌سازی و طنزآمیزسازی شخصیت او اختصاص یافته که خود به انتشار گسترده‌تر پیام کمک کرده است. همچنین، تقابل‌های فکری مهمی نظیر افشای استانداردهای دوگانه رسانه ملی در تبلیغات بازرگانی، تناقض در مواجهه با واژگان عربی در برابر انگلیسی و نقد سره نویسی افراطی، مشاهده شد. در کنار این انتقادات، شاهد الگوبرداری و شکل‌گیری نوعی خودنظارتی اجتماعی برای استفاده از زبان فارسی میان کاربران بودیم. این پژوهش نتیجه می‌گیرد که مداخله رسانه‌ای مذکور توانسته حساسیت زبانی را در فضای سایبر بازیابی کند؛ اما کنشگران دیجیتال با ابزارهایی چون طنز و نقد گزینشی، سیاست زبانی را از معنای رسمی و یک‌سویه به ابزاری تعاملی برای بیان دغدغه‌های فرهنگی، سیاسی و نهادی گسترده‌تر ترجمه کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی برنامک های صدا و سیما در زمینه آموزش زبان معیار و ارائه شاخصهای برنامک مطلوب</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_737600.html</link>
      <description>طی سالهای گذشته صدا و سیما با هدف پاسداشت، آموزش و ترویج زبان معیار فارسی برنامک‌هایی را تولید کرده است. ارزیابی این برنامک‌هاهدف اصلی این پژوهش کیفی است که از طریق مصاحبه عمیق با کارشناسان زبان و رسانه به نتیجه رسیده است. از نظر کارشناسان، برنامک‌های تولیده شده در عین تاثیر گذاری آسیب‌هایی هم داشته‌اند. غالب مصاحبه شوندگان بر تکراری ، تک بعدی و شبیه هم بودن برنامک‌هاتاکید داشته، فقدان راهبرد زبانی مشخص، موقتی بودن، شتابزدگی در تولید و بی توجهی به مخاطب را از زمره مهم ترین آسیب‌های آنها عنوان کرده‌اند. کارشناسان معتقد بودند برای تولید برنامک‌های مطلوب جدای از سیاستگذاری و برنامه ریزی دقیق زبانی و رسانه ای ضروری است از طریق جذب همکاران دانشگاهی و متخصص در حوزه‌های مختلف علمی (اعم از ادبیات‌شناس ،زبان‌شناس، کارشناس رسانه و کارشناس آموزش از طریق رسانه)با در نظر گرفتن طیف گوناگون مخاطبان رسانه و با اختصاص بودجه مناسب، نسبت به تولید برنامک‌های فاخر و پردوام تلاش کرد. همچنین با هدف جلب فایده حداکثری می توان این برنامک‌هارا از طریق بن سازه های(پلتفرم) مختلف در فضای مجازی هم بازنشر داد. توجه به جذابیتهای رسانه‌ای و تعاملی و دو سویه بودن از دیگر دلایل موفقیت و مطلوبیت برنامک‌هاخواهد بود. به نظر می‌رسد، یک برنامک ایده‌آل آموزشی و ترویجی زبان معیار باید مستمر، الگوساز، تعاملی، سرگرم‌کننده، درونی‌کننده هنجارهای زبانی، عدالت‌محور، سنجش پذیر ، چندرسانه‌ای و منعطف در برابر تغییرات باشد</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مقایسه‌ای ویرایش‌های انسانی، خودکار و هوشمند در متون فارسی</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_737601.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف ارزیابی تطبیقی کارایی سه رویکرد ویرایشی در متون فارسی انجام شده است: ویرایش انسانی، ویرایش خودکار با تکیه بر خطایاب‌های موجود، و ویرایش هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی مولد. روش پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد اکتشافی است. در این راستا، خطاهای شناسایی‌شده و اصلاحات انجام‌شده توسط هر سه عامل در حوزه‌های فنی، صرفی، نحوی، معنایی و محتوایی بررسی و نقاط قوّت و ضعف هر یک شناسایی شد. معیارهای ارزیابی شامل دقت در تشخیص خطا، صحت اصلاحات پیشنهادی، روانی متن پیشنهادی و رعایت ساختار محتوایی بوده است. سه متن در حوزه‌های متفاوت (عملی، علوم اسلامی، علوم جدید) به‌عنوان نمونۀ متون انتخاب شدند تا عملکرد این سه روش در بافت‌های زبانی و موضوعی گوناگون سنجیده شود. یافته‌ها نشان می‌دهد که ویرایش خودکار در تشخیص خطاهای شکلی و فاصله‌گذاری عملکرد نسبتاً دقیقی دارد، اما در خطاهای صرفی و نحوی و معنایی و اصلاح تعبیرهای نادرست کارآمد نیست. ویرایش هوشمند در روان‌سازی متن، کوتاه‌سازی جملات، نشانه‌گذاری و پاراگراف‌بندی موفق‌تر عمل می‌کند، با این حال در فهم بافت تخصصی و تشخیص دقیق اصطلاحات دچار خطا می‌شود. اگر ویرایش انسانی به‌خوبی صورت گیرد، دقیق‌ترین و مطمئن‌ترین الگو در اصلاح خطاهای پیچیده، درک لایه‌های معنایی متن و رعایت هنجارهای نگارشی و سبکی زبان فارسی به شمار می‌آید. با این حال و با توجه به مشکلات ویرایش انسانی، پیشنهاد می‌شود از ویرایش خودکار و به‌ویژه ویرایش هوشمند استفاده شود. می‌توان قواعد فارسی معیار را به سامانه‌های هوش مصنوعی مولد عرضه کرد و با نظارت یک ویراستار متخصص، از قابلیت‌های ویرایش هوشمند بهره</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل احساسی و معنایی عملکرد و محتوای وبگاه‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی با محوریت پیام سلامت</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_737602.html</link>
      <description>یکی‌از پراهمیت‌ترین مسائل در هر جامعه توجه به سلامت است که به‌عنوان نشانۀ توسعه‌یافتگی درنظر گرفته می‌شود. برنامه‌ریزی در این حوزه باید بر مبنای معیارهای علمی و کاربردی انجام پذیرد. ارتباطات سلامت یکی از ابعاد موضوع سلامت است که به اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی عمومی می‌پردازد. تحول در ارتباطات که امروزه عمدتاً برمبنای ارتباطات دیجیتال است فرایند ارتباطات سلامت و آگاهی‌بخشی با استفاده از پیام‌های سلامت را دستخوش تغییر کرده‌است و ازطریق وبگاه‌های خبری یا شبکه‌های اجتماعی در دسترس است.در این پژوهش می‌کوشیم به بررسی پیام‌های سلامت‌محور در بازۀ زمانی یکسالۀ 1398 تا 1399 همه‌گیری کرونا در دو منبع انتشار اطلاعات، وبگاه‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی، بپردازیم و به تحلیل احساسی و معنایی عبارات دوواژه‌ای کرونایی بپردازیم. این تحلیل مبتنی‌بر بررسی کمّی و کیفی داده‌های زبانی به‌عنوان شواهد است. بنابراین به تهیۀ پیکرۀ زبانی در بازۀ زمانی یادشده از وبگاه‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی نیاز است. پس‌از گردآوری و هنجارسازی داده‌ها و انتخاب پیام‌های سلامت مرتبط با بیماری کرونا، دوواژه‌ای‌های پربسامد کرونایی استخراج شده و به تحلیل آماری و زبانی داده‌ها می‌پردازیم. پیام‌های سلامت باید به زبانی که بتواند بر حس منفی پیام غلبه نماید منتشر گردد تا ارتباط مؤثر همراه با امید و حس مثبت با مخاطب برقرار نماید. همچنین این پیام‌ها باید به زبانی ساده و غیرتخصصی که بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند بیان شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دروغ‌رسانی و اخبار جعلی به‌مثابة پدیده‌ای زبانی&amp;ndash;گفتمانی: مروری انتقادی بر رویکردهای زبان‌محور و تحلیل گفتمان انتقادی</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_737603.html</link>
      <description>دروغ‌رسانی به معنای گمراه‌سازی عامدانة مخاطب از طریق تولید و توزیع اطلاعات نادرست، در سال‌های اخیر به یکی از چالش‌های اساسی جوامع معاصر، به‌ویژه در بستر رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی بدل شده است. اگرچه بخش قابل‌توجهی از پژوهش‌های موجود، این پدیده را از منظرهای ارتباطی، سیاسی یا فناورانه بررسی کرده‌اند، نقش زبان و گفتمان در تولید، مشروعیت‌بخشی و اثرگذاری دروغ‌رسانی کمتر به‌صورت نظام‌مند مورد توجه قرار گرفته است. مقالة حاضر با رویکردی توصیفی‌تحلیلی می‌کوشد دروغ‌رسانی را به‌مثابة پدیده‌ای زبانی و گفتمانی مفهوم‌پردازی کند و ظرفیت‌های تحلیل گفتمان انتقادی را در پیوند با رویکردهای زبان‌محور برای مطالعة اخبار جعلی بررسی نماید. بدین منظور، ابتدا تعاریف و تمایزهای مفهومی مرتبط با دروغ‌رسانی در برابر غلط‌رسانی و اخبار جعلی مرور گردیده، پیشینة پژوهش‌های بین‌المللی و فارسی در این حوزه به‌صورت انتقادی بررسی شده است. سپس، با تکیه بر چارچوب زبان‌محور ارائه‌شده توسط گریو و وودفیلد (2023) و بازخوانی انتقادی نمونه ارائه شده توسط آنها، نشان می دهیم که چگونه ویژگی‌های زبانی مانند تراکم اطلاعاتی، قطعیت‌نمایی و شیوه‌های ارجاع به منابع در تولید باورپذیری اخبار جعلی نقش ایفا می‌کنند و چگونه این ویژگی‌ها در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی با روابط قدرت و ایدئولوژی پیوند می‌یابند. یافته‌های مقاله نشان دهندة آن است که تلفیق تحلیل زبان‌محور و تحلیل گفتمان انتقادی می‌تواند چارچوبی منسجم‌تر برای فهم دروغ‌رسانی در رسانه‌های معاصر فراهم آورد. مقاله در پایان، ضمن تبیین محدودیت‌ها، مسیرهایی برای پژوهش‌های آینده، به ویژه در بافت زبان فارسی، پیشنهاد می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهکارهای رسانه‌ای مواجهه با نگرش منفی برخی از مخاطبان شبکه مازندران نسبت به زبان محلی</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_738251.html</link>
      <description>شبکه‌های استانی صداوسیما نهادهایی تاثیرگذار در اعمال سیاست‌‌های مربوط به حفظ و ترویج زبان‌های محلی در منطقه تحت پوشش خود به‌شمار می‌روند. زبان مازندرانی، به‌‌عنوان یکی از زبان‌های اصلی رایج در مناطق شمالی کشور، در فرایندهای برنامه‌سازی در شبکه استانی مازندران مورد استفاده قرار می‌گیرد. این در حالی است که استفاده از آن در برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی همواره با چالش‌هایی روبرو بوده که نگرش منفی برخی از مخاطبان نسبت به زبان مازندرانی، یکی از مهم‌ترین آنها است. پژوهش حاضر که با هدف شناخت راهکارهای رسانه‌ای مواجهه با این چالش انجام شده، یک پژوهش کاربردی با رویکرد کیفی است که داده‌های موردنیاز آن با استفاده از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با کارشناسان زبان و رسانه گردآوری شده است. به موجب یافته‌ها، آموزش برنامه‌سازان شبکه استانی و آگاه‌سازی آنان از اهمیت زبان‌های محلی و اطلاع‌رسانی صحیح از سوی متولیان امور فرهنگی و آموزشی به‌ویژه رسانه‌های عمومی درباره اهمیت زبان محلی و مزایای فردی و اجتماعی دوزبانگی، استفاده از زبان مازندرانی در فرم‌ها و قالب‌های عالی برنامه‌سازی، به‌کارگیری زبان محلی در برنامه‌های مهم و رسمی و تولید برنامه‌هایی با هدف اطلاع‌رسانی درباره زبان مازندرانی و اهمیت آن، از جمله اقداماتی است که می‌تواند در کاهش نگرش منفی مخاطبان نسبت به این زبان موثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی راهبردی به‌کارگیری هوش مصنوعی برای پاسداشت زبان فارسی در سازمان صدا و سیما</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_741298.html</link>
      <description>گسترش روزافزون کاربرد هوش مصنوعی در زیست‌بوم رسانه‌ای، در کنار فرصت‌های بی‌نظیری که برای ارتقای کیفیت تولید محتوا فراهم می‌آورد، در صورت فقدان یک چارچوب راهبردی می‌تواند کیفیت، معیارمندی و انسجام کاربرد زبان فارسی در سازمان صدا و سیما را با چالش‌های جدی مواجه سازد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگویی راهبردی برای به‌کارگیری هوش مصنوعی در جهت پاسداشت زبان فارسی در این سازمان انجام شده است؛ الگویی که بتواند میان نوآوری‌های فناورانه، کارآمدی رسانه‌ای و الزامات زبانی‌ـ‌فرهنگی توازن ایجاد کند.این پژوهش از نظر هدف، کاربردی‌ـ‌توسعه‌ای و با رویکردی کیفی انجام شده است. داده‌ها در دو بخش اسنادی (بررسی ادبیات علمی برای تدوین چارچوب اولیه) و میدانی گردآوری شدند. در بخش میدانی، مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۸ نفر از خبرگان حوزه‌های رسانه، زبان فارسی و هوش مصنوعی که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده بودند، تا زمان دستیابی به اشباع مفهومی صورت گرفت. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون تجزیه‌وتحلیل شدند و پایایی کدگذاری‌ها نیز به کمک ضریب هولستی تایید گردید. بر اساس یافته‌های پژوهش، ۱۰۴ مضمون پایه، ۳۷ مضمون سازمان‌دهنده و ۵ مضمون فراگیر شناسایی شد. ابعاد نهایی این الگو شامل &amp;amp;laquo;راهبری و سیاست‌گذاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فناوری و زیرساخت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تولید و نظارت هوشمند زبانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;آموزش و فرهنگ‌سازی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ارزیابی و بهبود مستمر&amp;amp;raquo; است.نتایج نشان می‌دهد که الگوی پیشنهادی با پیوند دادن سیاست‌گذاری، زیرساخت‌های زبانی، نظارت بر تولید محتوا، آموزش نیروی انسانی و ارزیابی مستمر، چارچوبی برای به‌کارگیری هدفمند هوش مصنوعی و تقویت حکمرانی زبانی در رسانه ملی فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استراتژی موثر اطلاع‌رسانی اخبار بحران‌های طبیعی درتلگرام واینستاگرام:تحلیل سلسله مراتبی « AHP»</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_737604.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی استراتژی‌های مؤثر اطلاع‌رسانی بحران‌های طبیعی در پلتفرم‌های تلگرام و اینستاگرام است. با توجه به استفاده گسترده از این دو شبکه اجتماعی و نقش کلیدی آن‌ها در انتقال سریع اطلاعات، مطالعه حاضر به دنبال ارائه راهکارهای عملی و چارچوبی کاربردی برای ارتقای اثربخشی اطلاع‌رسانی در شرایط بحرانی است.
این پژوهش از روش تحلیل سلسله ‌مراتبی (AHP)برای وزن‌دهی و اولویت‌بندی معیارهای اطلاع‌رسانی بهره گرفته تا سازمان‌های مسئول بتوانند با جلب اعتماد عمومی و افزایش مشارکت مخاطبان، مدیریت اطلاع‌رسانی بحران را بهبود بخشند. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختار‌یافته با ۱۵ متخصص مدیریت بحران و رسانه (شامل دانشگاهیان،سیاست‌گذاران،مدیران اجرایی) به روش نمونه‌گیری هدفمند جمع‌آوری شد، سپس با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی AHP به عنوان یک رویکرد ترکیبی کیفی- کمی، مورد تحلیل قرار گرفت. 
یافته‌ها نشان می‌دهد که محتوای معتبر و دقیق، سرعت انتشار اطلاعات، اعتمادسازی مداوم و تعامل فعال و دوسویه با مخاطبان از مهم‌ترین معیار‌های موفقیت اطلاع‌رسانی هستند. بر اساس نتایج AHP ، اعتبار منبع بیشترین وزن را کسب کرد، پس از آن سرعت انتشار اطلاعات و تعامل‌پذیری در اولویت‌های بعدی قرار گرفتند. همچنین استراتژی اطلاع‌رسانی در بحران باید بر تولید محتوای معتبر، دقیق، مختصر و چندرسانه‌ای(عکس، ویدئو، اینفوگرافیک) و انتشار سریع با زمان‌بندی مناسب متمرکز باشد. این رویکرد می‌تواند اعتماد و مشارکت مخاطبان را افزایش داده و فرایند اطلاع‌رسانی و اثربخشی پیام‌ها را بهبود بخشد. پژوهش حاضر چارچوبی بومی و کاربردی برای سازمان‌های مدیریت بحران ارائه می‌کند تا با بهره‌گیری بهینه از تلگرام و اینستاگرام، اثرات منفی بحران‌های طبیعی را به‌طور مؤثر کاهش دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نهادگرایانه نفوذ رسانه‌ای اندیشکده‌های ایرانی و آمریکایی بر دیپلماسی مقایسه بروکینگز و کارنگی با حکمرانی شریف و مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_738012.html</link>
      <description>اندیشکده‌ها به‌عنوان نهادهای واسط میان دانش تخصصی و ساختارهای تصمیم‌گیری، نقش فزاینده‌ای در فرآیند دیپلماسی و سیاست‌گذاری خارجی ایفا می‌کنند. با این حال، میزان اثرگذاری این نهادها بر دیپلماسی تابعی از ساختار نهادی، سطح استقلال، منابع، شبکه‌های ارتباطی (رسانه) و توانایی آنها در دسترسی به فرآیندهای تصمیم‌گیری و مذاکرات دیپلماتیک است. این پژوهش با اتخاذ رویکرد نهادگرایی، به تحلیل تطبیقی عملکرد و نفوذ عملی چهار اندیشکده منتخب، بروکینگز و کارنگی در آمریکا و حکمرانی شریف و مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه در ایران بر دیپلماسی و سیاست خارجی بر بستر رسانه می‌پردازد. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر مطالعه موردی تطبیقی، تحلیل اسناد، بررسی خروجی‌های پژوهشی و ردیابی فرآیندهای تأثیرگذاری بر مذاکرات و تصمیم‌گیری‌های دیپلماتیک است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تفاوت‌های ساختاری و نهادی، به الگوهای متفاوتی از نفوذ رسانه‌ای و سیاستی انجامیده است. نفوذ اندیشکده‌های آمریکایی نه در «تولید علم»، بلکه در سه عنصر کلیدی استقلال نهادی، شبکه‌سازی چرخشی با بدنه دیپلماسی معروف به پدیده «درب گردان» و راهبرد تهاجمی رسانه‌ای است. در مقابل، اندیشکده‌های ایرانی با وجود ظرفیت علمی و نقش رسمی، به دلیل محدودیت‌های نهادی و رسانه‌ای، الگوی اثرگذاری متفاوتی را دنبال می‌کنند که عمدتاً غیرمستقیم و محدودتر است. این پژوهش بدون مفروض گرفتن برتری ذاتی یک الگو، بر ضرورت درک زمینه‌های نهادی متفاوت و بازاندیشی در راهبردهای ارتباطی اندیشکده‌های ایرانی تأکید و اصرار دارد که بدون اصلاح بسترهای نهادی و ایجاد حلقه‌های واسط مانند رسانه‌ها میان اندیشکده و ساختار دیپلماسی، انتظار افزایش نفوذ اندیشکده‌ها بر دیپلماسی و افکار عمومی نخواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیگری سازی ایران در شبکه های تلویزیونی جمهوری آذربایجان؛ تحلیل گفتمان انتقادی شبکه‌های آذ تی وی و خزر تی وی</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_738013.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی نحوه بازنمایی ایران در شبکه‌های تلویزیونی جمهوری آذربایجان به تحلیل نمونه‌هایی از گزارش‌های خبری پخش شده در دو شبکه شاخص «آذ تی وی» و «خزر تی وی» پرداخته است. روش تحقیق استفاده شده، تحلیل گفتمان انتقادی مبتنی بر مدل سه بعدی نورمن فرکلاف و شیوه نمونه گیری، هدفمند بوده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند بازنمایی صورت گرفته از ایران در نمونه‌های تحلیل شده، منفی بوده و با استفاده از چهار گفتمان اصلی «امنیتی‌سازی»، «هویتی-قومی»، «ژئوپلیتیکی-توسعه‌ای» و «ناکارآمدی» صورت گرفته است. هر چند ذیل این گفتمان‌ها، گفتمان‌های فرعی نیز به کار گرفته می‌شود. بر اساس نمونه‌های تحلیل شده، شبکه‌های تلویزیونی جمهوری آذربایجان، با وجود مرزهای جغرافیایی مشترک و پیوندهای دیرین تاریخی و فرهنگی این کشور با ایران سعی در برساخت « دیگریِ نزدیک» از همسایه خود دارند. این دیگری سازی گفتمانی در چارچوب سیاست‌های جمهوری آذربایجان با هدف تاثیرگذاری بر ادراک مخاطبان و حاشیه‌رانی ایران به کار گرفته می‌شود؛ فرایندی که می‌تواند به مشروعیت بخشی به رویکردها و سیاست‌های جمهوری آذربایجان درباره همسایه جنوبی خود کمک نماید. مقاله تاکید می کند جمهوری آذربایجان و ایران علیرغم برخی اختلافات و کشمکش‌های گفتمانی و رسانه‌ای بین دو کشور باید به واسطه اشتراکات عمیق و گسترده و منافع راهبردی و اقتصادی متقابل، حفظ و تقویت مناسبات مسالمت آمیز و پایدار را در اولویت خود قرار دهند. در این زمینه، رسانه‌های دو کشور باید با برجسته‌سازی اشتراکات و منافع دوجانبه و نیز دستاوردهای حاصل از همکاری‌های دو کشور، در تقویت فضای اعتماد بین دو کشور نقش موثری ایفا نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی آسیب‌های اجتماعی خانواده در فیلم‌های منتخب سینمای ایران در دهه ۱۳۹۰</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_738156.html</link>
      <description>سینما به‌عنوان یکی از عرصه‌های مهم بازنمایی و تأمل درباره مناسبات اجتماعی، در صورت‌بندی تجربه‌های زیسته افراد و خانواده‌ها نقش دارد. در سینمای ایرانِ دهه ۱۳۹۰، خانواده در بسیاری از روایت‌های اجتماعی به کانونی برای نمایش تنش‌ها، تعارض‌ها و موقعیت‌های بحرانی بدل شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل چگونگی بازنمایی آسیب‌های اجتماعی خانواده در هفت فیلم منتخب سینمای ایران در دهه ۱۳۹۰ انجام شده است . روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی است و تحلیل‌ها با اتکا به چارچوبی تلفیقی شامل مفهوم «رابطه ناب» آنتونی گیدنز، رویکرد تعارضی توماس و زنانیکی و نظریه‌های فمینیستی خشونت صورت گرفته است. یافته‌ها نشان داد که بازنمایی آسیب‌های اجتماعی خانواده در فیلم‌های مورد مطالعه عمدتاً در قالب چهار الگوی تکرارشونده صورت‌بندی شده است: بحران ارتباطی و پنهان‌کاری در روابط خانوادگی؛ کنترل و محدودسازی عاملیت فردی در خانواده؛ تعارض زناشویی و فرسایش حمایت خانوادگی؛ و فشارهای ساختاری، اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر بی‌ثباتی خانواده. در سطح روایت، این الگوها از طریق نشانه‌هایی مانند سکوت و ابهام ارتباطی، مداخله در تصمیم‌های فردی، محدودسازی اختیار، فشار هنجاری اطرافیان برجسته شده‌اند. در مجموع، نتایج نشان می‌دهد که فیلم‌های مورد مطالعه، خانواده را در قالب شبکه‌ای چندسطحی از عوامل ارتباطی، هنجاری و ساختاری بازنمایی کرده‌اند. تأکید می‌شود که یافته‌های این پژوهش ناظر به شیوه بازنمایی آسیب‌های اجتماعی خانواده در متن فیلم‌های مورد مطالعه است و تعمیم آن به واقعیت اجتماعی خانواده در کل جامعه ایران، مستلزم پژوهش‌های مکمل با داده‌ها و روش‌های متفاوت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی فرآیند تسهیم دانش در تولید برنامه‌های تلویزیونی</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_738157.html</link>
      <description>با وجود چند دهه تجربۀ برنامه‌سازی تلویزیونی، فرآیند تسهیم دانش در تولید برنامه‌های تلویزیونی هم‌چنان از انسجام موردانتظار برخوردار نیست. این پژوهش با هدف آسیب‌شناسی فرآیند تسهیم دانش در تولید برنامه‌های تلویزیونی و با رویکرد کیفی و استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (۲۰۰۶) اجرا گردیده است. در خاتمه نیز داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۲ نفر از کارشناسان رسانه‌ای، پژوهشگران و تهیه‌کنندگان با تجربه در زمینۀ تولید برنامه‌های تلویزیونی جمع‌آوری و تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که مسائل مرتبط با موضوع تسهیم دانش در سه محور اصلی فرهنگی، ساختاری و فناورانه قابل طبقه‌بندی است. تحلیل عمیق داده‌ها آشکار ساخت که این سه دسته از مسائل به صورت شبکه‌ای، متقابل و خودتقویت‌شونده عمل می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که مسائل و چالش‌های فرهنگی زمینه‌ساز بروز آسیب‌های ساختاری و مقاومت نسبت به فناوری هستند؛ مسائل و ضعف‌های ساختاری، سرمایه‌گذاری و به‌کارگیری فناوری‌های دانشی را محدود می‌کنند؛ همچنین نارسایی‌های فناورانه نیز یادگیری ساختاری و سامان‌بخشی فرهنگی و ساختاری را کند می‌سازد. پژوهش حاضر با تکیه بر الگوی مارپیچ دانش نوناکا و تاکوچی، این شبکه را به صورت اختلال در چرخه خلق دانش تبیین کرده و الگویی مفهومی از تعاملات سه‌گانه ارائه می‌دهد. بر اساس یافته‌ها، راه‌کارهای عملی در سه سطح فرهنگی، ساختاری و فناورانه پیشنهاد شده است که اجرای هم‌زمان آن‌ها می‌تواند چرخۀ نارسای موجود را به چرخه‌ای فضیلت‌مند و تعالی‌بخش تبدیل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیشنهاد چارچوب ارتقا تاب‌آوری سازمانی معاونت سیاسی صداوسیما در مواجهه با بحران‌های ناشی از تهدیدات و منازعات نظامی</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_738158.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، به دلیل افزایش منازعات نظامی و تهدیدات در شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی، سازمان صداوسیما به‌عنوان مرجع اصلی اطلاع‌رسانی در کشور، به‌ویژه معاونت سیاسی که وظیفه مدیریت افکار عمومی را بر عهده دارد، در معرض آسیب مستقیم قرار گرفته است. این پژوهش با هدف پیشنهاد چارچوب ارتقای تاب‌آوری سازمانی معاونت سیاسی صداوسیما در مواجهه با بحران‌های ناشی از تهدیدات و منازعات نظامی انجام شده است تا ضمن تضمین بقا، به مدیریت افکار عمومی در شرایط بحران کمک نماید. پژوهش حاضر بر پایه پارادایم تفسیری و رویکرد کیفی، با بهره‌گیری از روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه آماری شامل خبرگان و کارشناسان حوزه‌های مدیریت، روزنامه‌نگاری، مدیریت بحران و خبر بوده و داده‌ها از طریق ۱۷ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی گردآوری شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تاب‌آوری سازمانی معاونت سیاسی نیازمند رویکردی چندجانبه، پویا و چندسطحی است که علاوه بر تقویت منابع انسانی و فناوری، بر هماهنگی درون‌سازمانی و تعامل با ذی‌نفعان خارجی تأکید دارد. یافته‌های نهایی این پژوهش شامل چهار سطح عملیاتی (فردی، تحریریه، سازمانی و برون‌سازمانی) در سه مرحله زمانی مدیریت بحران (آمادگی و پیشگیری، واکنش و پاسخ، و بازیابی و یادگیری) طبقه‌بندی شده است. تمایز و نوآوری اصلی این پژوهش، ادغام مراحل بحران و سطوح عملیاتی تاب‌آوری است. چارچوب پیشنهادی این پژوهش ارتقای تاب‌آوری سازمانی معاونت سیاسی صداوسیما را مستلزم تغییر از رویکرد «بقا» به سمت «تحول و یادگیری» می‌داند. اجرای این چارچوب می‌تواند به افزایش توانمندی سازمان در مقابله با پیچیدگی‌های منحصربه‌فرد بحران‌های نظامی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>«ارائه الگوی کنش رسانه ملی برای مقابله با امنیتی‌سازی تصویر جمهوری اسلامی ایران در جنگ روایت شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان: تبیینی مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد»</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_738159.html</link>
      <description>امنیتی‌سازی تصویر جمهوری اسلامی ایران در شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان به یکی از مهم‌ترین چالش‌های رسانه‌ای در عرصه ارتباطات بین‌الملل تبدیل شده است. این شبکه‌ها با اتکا به راهبردهای روایت‌سازی، برجسته‌سازی گزینشی و چارچوب‌بندی امنیتی، در پی بازنمایی تهدیدمحور از ایران و اثرگذاری بر افکار عمومی هستند. اما رسانه ملی برای حفظ مرجعیت و ارتقای اثربخشی ارتباطی، نیازمند الگوی کنشی متناسب با الزامات جنگ روایت‌هاست.
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی کنش رسانه ملی در مواجهه با امنیتی‌سازی تصویر جمهوری اسلامی ایران، با رویکرد کیفی و روش نظریه داده‌بنیاد مبتنی بر الگوی اشتراوس و کوربین انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با ۱۵ نفر از خبرگان شامل مدیران رسانه، کارشناسان حوزه خبر و استادان دانشگاه گردآوری شد. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و نظری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. همچنین برای افزایش اعتبار یافته‌ها، از اسناد بالادستی و گزارش‌های رسمی رسانه ملی در قالب مثلث‌سازی داده‌ها استفاده شد. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت.
یافته‌ها به استخراج یک الگوی پارادایمی منجر شد که در آن شرایط علّی، زمینه‌ای و مداخله‌گر در کنار مجموعه‌ای از کنش‌های رسانه‌ای، سازوکار مواجهه با فرایند امنیتی‌سازی را تبیین می‌کنند. مهم‌ترین کنش‌های شناسایی‌شده شامل بازآرایی روایی، چابک‌سازی ساختاری، تقویت رقابت رسانه‌ای، ایجاد سازوکارهای واکنش سریع و توسعه نظام راستی‌آزمایی  است. اجرای این الگو می‌تواند به کاهش اثرگذاری روایت‌های امنیتی رقیب، بازسازی اعتماد مخاطبان و تقویت مرجعیت رسانه ملی منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل تأمین مالی جمعی مبتنی بر نوآوری باز: مطالعه موردی تلویزیون اینترنتی دانشگاه تهران</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_738259.html</link>
      <description>ﻫﺪف: طراحی الگوی مناسب تامین مالی جمعی با رویکرد نوآوری باز برای تلویزیون اینترنتی دانشگاه تهران با توجه به امکانات و محدودیت های آن 
روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی است و در دو مرحله انجام شده است. در مرحله اول حدود 40 عدد از پلتفرم ها و پروژه های نوآورانه جمع سپاری داخلی و خارجی موفق شناسایی شده و با مقایسه نکات و ویژگی های مشترک آن ها، مقولات اولیه الگوی جمع سپاری استخراج شد. در مرحله دوم نیز بر اساس نمونه گیری هدفمند با 25 نفر از خبرگان و مدیران تلویزیون اینترنتی دانشگاه تهران، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده و به روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرارگرفت. در نهایت با توجه به امکانات و محدودیت‌های تلویزیون اینترنتی، الگوی تأمین مالی جمعی مناسب طراحی شد.
ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎ: استخراج الگوی جمع سپاری تلویزیون اینترنتی دانشگاه تهران شامل 6 مولفه اصلی؛ جامعه خارجی، پلتفرم، تیم دانشگاه، فرایند تولید، محصول نهایی و تعامل و وفاداری جامعه. کاربرد این الگو به عنوان یک اکوسیستم مشارکتی و نوآورانه جمع سپاری، می تواند منابع مالی را به‌صورت جمعی جذب کرده و مشارکت فعال مخاطبان را در خلق محتوا فراهم آورد.
ﻧﺘﻴﺠﻪﮔﻴﺮی: این پژوهش با ارائه چارچوبی جامع، به توسعه ادبیات مدل هـای جمع سپاری در پروژه های نوآورانه رسانه ای و دانشگاهی  کمـک مـی کنـد و راهکارهـایی را جهت تامین مالی و جذب مشارکت فعال مخاطبان به سیاست گذاران و مدیران این پروژه ها ارائه می دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست روزنامه‌نگاری راه‌حل گرا و سازنده در اخبار صدا و سیما</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_738586.html</link>
      <description>مساله و هدف: دگرگونی الگوهای مصرف خبر در عصر دیجیتال و تغییر انتظارات مخاطب کنشگر، رسانه‌های جریان اصلی از جمله صدا و سیما را با چالش جدی جذب مخاطب و حفظ اثرگذاری اجتماعی مواجه ساخته است. هدف این پژوهش، کاربست روزنامه‌نگاری راه‌حل‌گرا و سازنده در سیستم خبری صدا و سیما به منظور ارتقای کیفیت، جذابیت برای مخاطبان و تأثیر اجتماعی اخبار آن است.
روش تحقیق: این پژوهش با رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از طرح تحقیق ترکیبی انجام شد. در فاز اول، با استفاده از روش مطالعه اسنادی و کتابخانه‌ای، مبانی نظری و تجارب جهانی دو سبک روزنامه‌نگاری راه‌حل‌گرا و سازنده بررسی و چارچوب مفهومی منسجمی تدوین گردید. در فاز دوم، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با 12 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی حوزه رسانه جمع‌آوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش در قالب یک الگوی پنج‌محوری عملیاتی ارائه شد که شامل: ۱. تغییر پارادایم سردبیری و فرآیند تولید، ۲. آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی، ۳. طراحی قالب‌ها و برنامه‌های ویژه، ۴. بازنمایی نمونه‌های کاربردی، و ۵. پایش، ارزیابی و نهادینه‌سازی است. 
نتایج: نتایج نشان می‌دهند که گذار به روزنامه‌نگاری سازنده و راه‌حل‌گرا، یک تحول ساختاری-فرهنگی ضروری برای صدا و سیما است تا بتواند ضمن ایفای مسئولیت اجتماعی خود، در فضای رقابتی رسانه‌ها موفق عمل کند. این تحول می‌تواند به افزایش اعتماد مخاطب، تقویت مشارکت مدنی و تاب‌آوری اجتماعی بینجامد. موفقیت این گذار نیازمند اراده مدیریتی، برنامه‌ریزی مرحله‌ای و غلبه بر موانع نهادی شناسایی‌شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی روایت‌پردازی رسانه‌ای جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل (مطالعه موردی شبکه خبر جمهوری اسلامی ایران و ایران اینترنشنال)</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_738707.html</link>
      <description>رسانه‌های خبری در عصر حاضر، فراتر از ابزارهای اطلاع‌رسانی عمل کرده و به بازیگران اصلی جنگ روایت‌ها و قدرت نرم تبدیل شده‌اند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی بازنمایی جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل در دو شبکه خبری ایران اینترنشنال و شبکه خبر جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای روایی است. داده‌ها از طریق آرشیو آنلاین خبرها و گزارش‌های شبانگاهی دو شبکه طی بازه زمانی جنگ دوازده روزه گردآوری و در قالب فرم کدگذاری تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان داده که شبکه ایران اینترنشنال با استفاده از رمزگان‌های کنشی و نمادین، روایتی از «اقتدار اسرائیل و ضعف ایران» ارائه کرده و از طریق واژگان و تصاویر با بار معنایی منفی، آسیب‌پذیری ایران را برجسته ساخته است. در مقابل، شبکه خبر جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر رمزگان فرهنگی و معنایی، جنگ را در قالب «مقاومت مشروع و پاسخ دفاعی ایران» بازنمایی کرده و با استفاده از نمادها و کلیدواژه‌های مذهبی و ملی، بر اقتدار و همبستگی داخلی تأکید داشته است. نتایج نشان داده است که هر دو شبکه، با وجود تفاوت‌های ایدئولوژیک، از تکنیک‌های مشابهی چون رمزگان هرمنوتیکی و کنشی برای ایجاد تعلیق و جذب مخاطب بهره گرفته‌اند. این اقدام نشان‌دهنده نقش تعیین‌کننده رسانه‌ها در جهت‌دهی به افکار عمومی و مشروعیت‌بخشی به روایت‌های مورد نظر خود است. بر این اساس، مطالعه تطبیقی روایت‌های خبری می‌تواند ابزاری مؤثر برای شناخت سوگیری رسانه‌ای و ارتقای سواد رسانه‌ای در مواجهه با جنگ روایت‌ها باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی آموزش مفاهیم دینی به دانش‌آموزان از طریق رسانه ملی با رویکرد نظریه داده‌بنیاد</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_738708.html</link>
      <description>رسانه ملی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای فرهنگی و آموزشی کشور، در کنار نظام آموزش رسمی، نقش مهمی در آموزش و نهادینه‌سازی مفاهیم دینی در میان دانش‌آموزان دارد. با این حال، گسترش رسانه‌های دیجیتال، تغییر الگوهای مصرف رسانه‌ای و تحولات شناختی نسل جدید، ضرورت بازنگری در شیوه‌های آموزش دینی را آشکار ساخته است. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی آموزش مفاهیم دینی به دانش‌آموزان از طریق رسانه ملی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی است و با استفاده از نظریه داده‌بنیاد نظام‌مند اشتراوس و کوربین انجام شد. مشارکت‌کنندگان پژوهش ۱۳ نفر از خبرگان حوزه‌های علوم دینی، ارتباطات، تعلیم و تربیت، رسانه و آموزش و پرورش بودند که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد الگوی پیشنهادی شامل شش مقوله اصلی: شرایط علّی، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر، راهبردها، نتایج و پیامدها است. مهم‌ترین شرایط علّی شامل تقویت هویت دینی دانش‌آموزان، پاسخ‌گویی به نیازهای تربیتی آنان و هم‌افزایی آموزش رسمی و رسانه‌ای بود. راهبردهای اصلی نیز بر تولید محتوای دانش‌آموزمحور، آموزش غیرمستقیم و روایت‌محور، بهره‌گیری از قالب‌های تعاملی، ارتقای سواد رسانه‌ای و مشارکت خانواده و مدرسه تأکید داشت. اجرای این راهبردها موجب ارتقای یادگیری و مشارکت دانش‌آموزان، افزایش اثربخشی برنامه‌های دینی و در نهایت تقویت هویت دینی، سرمایه فرهنگی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی آنان می‌شود. الگوی ارائه‌شده می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی آموزش دینی دانش‌آموزان در رسانه ملی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل پیشران‌های کلیدی آینده رسانه‌های دیجیتال در ایران با بهره گیری از رویکرد تحلیل تاثیر متقابل در افق5 ساله</title>
      <link>http://cr.iribresearch.ir/article_738962.html</link>
      <description>پژوهش حاضربا‌ هدف شناسایی و تحلیل پیشران‌های کلیدی آینده ی رسانه‌های دیجیتال ایران درافق ده‌ساله (1405-۱۴10) و با بهره گیری از رویکرد تحلیل تأثیر متقابل انجام شده است.این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی‑تحلیلی از نوع پیمایش‌های آینده‌پژوهانه محسوب می‌شود.جامعه ی مشارکت‌کنندگان، ۱۷ نفر از خبرگان و صاحبنظران علمی بودند که به‌صورت هدفمند انتخاب شدند.گردآوری داده‌ها در سه مرحله صورت گرفت: ابتدا با مرور نظام‌مند ادبیات پژوهش در بازه ی سال‌های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۴ (۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵ میلادی)، ۲۹پیشران اولیه در شش گروه شناسایی شد. در گام بعدی، این پیشران‌ها با استفاده از پرسشنامه ی دلفی اولویت‌بندی شدند که در نتیجه، ۱۴ پیشران اثرگذار انتخاب گردید.در نهایت، ماتریس تأثیر متقابل(۱۴×14) توسط خبرگان تکمیل و با نرم‌افزار میک‌مک مورد تحلیل قرار گرفت که براساس آن، چهار پیشران              «حاکمیت االگوریتم ‌های‌توصیه‌گربرسبد مصرف مخاطب»،«گسترش اینترنت پرسرعت»،«پیشرفت هوش مصنوعی در محتوا» و «سیاست‌ های تنظیم‌گری رسانه‌ای ایران»به‌عنوان تأثیر گذارترین و تعیین‌کننده‌ترین عوامل بر آینده رسانه های دیجیتال تشخیص داده شدند.نتایج پژوهش نشان داد که چارچوب کلان سیاست‌های تنظیم‌گری و مدیریت الگوریتم‌های توصیه‌گر، نقشی راهبردی و بنیادین در جهت‌دهی به آینده‌ی رسانه‌های دیجیتال‌ایران ایفا می‌کنند. این پیشران‌ها به‌عنوان نقاط اهرمی مداخله‌ی مؤثر شناخته می‌شوند و تغییرات کوچک در آن‌ها می‌تواند اثرات بزرگی بر کل سیستم بر جای گذارد.بنابراین،به سیاست‌گذاران و برنامه ‌ریزان رسانه‌ای پیشنهاد می‌شود با تمرکز بر شفاف‌سازی الگوریتمی، توانمند سازی تولیدکنندگان محتوای داخلی، سرمایه‌گذاری بر هوش مصنوعی بومی و بازطراحی سیاست‌های تنظیم‌گری بر اساس مدل‌های مشارکتی، مسیر تحولات را به‌سمت سناریوهای مطلوب هدایت نمایند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
